غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

درخت، غنچه برآورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و یاران به عیشْ بِنْشستند

۱

حریفِ مجلسِ ما، خود همیشه دل می‌بُرد

عَلَی الْخُصوص، که پیرایه‌ای بر او بستند

۲

کسان، که در رمضان، چنگ می‌شِکـَستَنْدی

نسیمِ گُل بشنیدند و توبه بِشْکـَستَنْد

۳

بساطِ سبزه لگدکوب شد به پایِ نشاط

زِ بَس که عارف و عامی به رقص بَرجَستَند

۴

دو دوست، قَدْرْ شناسند، عهدِ صحبت را

که مدتی بِبُریدند و بازپیوستند

۵

به در نمی‌رَوَدَ ازْ خانْگَه، یکی هشیار

که پیشِ شحنه بگوید که صوفیان مستند

۶

یکی درختِ گُلَ انْدَر فضایِ خلوتِ ماست

که سروهایِ چمن پیشِ قامَتَش پَستند

۷

اگر جهان همه دشمن شود، به دولتِ دوست

خبر ندارمَ از ایشان که در جهان هستند

۸

مثالِ راکبِ دریاست، حالِ کُشتهٔ عشق

به ترکِ بار بگفتند و خویشتن رَستند

۹

به سرو گفت کسی: «میوه‌ای نمی‌آری؟»

جواب داد، که «آزادگان تُهی‌دستند.»

۱۰

به راهِ عقل برفتند سعدیا؛ بسیار

که رَه به عالمِ دیوانگان ندانستند

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـستند۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. مستندبنشستند
  2. می‌بردبستند
  3. می‌شکـستندیبشکـستند
  4. نشاطبرجستند
  5. رابازپیوستند
  6. هشیارمستند
  7. ماستپستند
  8. دوستهستند
  9. عشقرستند
  10. نمی‌آریتهی‌دستند
  11. بسیارندانستند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.