غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب

هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

۱

که را مجال نظر بر جمال میمونت

بدین صفت که تو دل می‌بری ورای حجاب

۲

درون ما ز تو یک دم نمی‌شود خالی

کنون که شهر گرفتی روا مدار خراب

۳

به موی تافته پای دلم فروبستی

چو موی تافتی ای نیکبخت روی متاب

۴

تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

که حال تشنه نمی‌دانی ای گل سیراب

۵

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

۶

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است

که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب

۷

کجایی ای که تعَنُّت کنی و طعنه زنی

تو بر کناری و ما اوفتاده در غرقاب

۸

اسیر بند بلا را چه جای سرزنش است

گرت معاونتی دست می‌دهد دریاب

۹

اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نیست

همی‌کنم به ضرورت چو صبر ماهی از آب

۱۰

تو باز دعوی پرهیز می‌کنی سعدی

که دل به کس ندهم کُلُّ مُدَّعٍ کَذّاب

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاب۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نقابعقاب
  2. میمونتحجاب
  3. خالیخراب
  4. فروبستیمتاب
  5. آیدسیراب
  6. داردمهتاب
  7. استجواب
  8. زنیغرقاب
  9. استدریاب
  10. نیستآب
  11. سعدیکذاب

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.