مبارکتر شب و خرمترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز
۱دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
۲مه است این؟ یا ملک؟ یا آدمیزاد؟
پری؟ یا آفتابِ عالمافروز؟
۳ندانستی که ضدان در کمینند
نکو کردی علیرغم بدآموز
۴مرا با دوست ای دشمن وصال است
تو را گر دل نخواهد؛ دیده بردوز
۵شبان دانم که از درد جدایی
نیاسودم ز فریادِ جهانسوز
۶گر آن شبهای با وحشت نمیبود
نمیدانست سعدی قدر این روز
۷