خوش میرود این پسر که برخاست
سرویست چنین که میرود راست
۱ابروش کمان قتل عاشق
گیسوش کمند عقل داناست
۲بالای چنین اگر در اسلام
گویند که هست زیر و بالاست
۳ای آتش خرمن عزیزان
بنشین که هزار فتنه برخاست
۴بی جرم بکش که بنده مملوک
بی شرع ببر که خانه یغماست
۵دردت بکشم که درد داروست
خارت بخورم که خار خرماست
۶انگشت نمای خلق بودن
زشت است ولیک با تو زیباست
۷باید که سلامت تو باشد
سهل است ملامتی که بر ماست
۸جان در قدم تو ریخت سعدی
وین منزلت از خدای میخواست
۹خواهی که دگر حیات یابد
یک بار بگو که کشتهٔ ماست
۱۰