چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی
چون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنی
۱ای که نیآزمودهای صورت حال بیدلان
عشق حقیقت است اگر حمل مجاز میکنی
۲ای که نصیحتم کنی «کز پی او دگر مرو»
در نظر سبکتکین عیب ایاز میکنی
۳پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم
«قبلهٔ اهل دل منم، سهو، نماز میکنی»
۴دی به امید گفتمش «داعی دولت توام»
گفت «دعا به خود بکن گر به نیاز میکنی»
۵گفتم «اگر لبت گزم، مِی خورم و شکر مزم»
گفت «خوری اگر پزم، قصه دراز میکنی»
۶سعدیِ خویش خوانیم پس به جفا برانیم
سفره اگر نمینهی در به چه باز میکنی؟
۷