بخش
رباعیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۱۴۶ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۴۶).
- مورد منتشرشده
- ۱۴۶
- صفحه
- ۱۰
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳رباعی شمارهٔ ۳۳کس عهد وفا چنان که پروانهٔ خُردبا دوست به پایان نشنیدیم که بردخواندن رباعی ‹
- ۳۴رباعی شمارهٔ ۳۴دستارچهای کان بت دلبر داردگر بویی ازان باد صبا برداردخواندن رباعی ‹
- ۳۵رباعی شمارهٔ ۳۵گر باد ز گل حسن شبابش ببردبلبل نه حریفست که خوابش ببردخواندن رباعی ‹
- ۳۶رباعی شمارهٔ ۳۶کس نیست که غم از دل ما داند بردیا چارهٔ کار عشق بتواند بردخواندن رباعی ‹
- ۳۷رباعی شمارهٔ ۳۷هر وقت که بر من آن پسر میگذرددانی که ز شوقم چه به سر میگذرد؟خواندن رباعی ‹
- ۳۸رباعی شمارهٔ ۳۸خالی که مرا عاجز و محتال بکردخطی برسید و دفع آن خال بکردخواندن رباعی ‹
- ۳۹رباعی شمارهٔ ۳۹چون بخت به تدبیر نکو نتوان کردبیفایده سعی و گفت و گو نتوان کردخواندن رباعی ‹
- ۴۰رباعی شمارهٔ ۴۰شمع ارچه به گریه جانگدازی میکردگریهزده خندهٔ مجازی میکردخواندن رباعی ‹
- ۴۱رباعی شمارهٔ ۴۱ای باد چو عزم آن زمین خواهی کردرخ در رخ یار نازنین خواهی کردخواندن رباعی ‹
- ۴۲رباعی شمارهٔ ۴۲آن دوست که آرام دل ما باشدگویند که زشتست بهل تا باشدخواندن رباعی ‹
- ۴۳رباعی شمارهٔ ۴۳آن را که جمال ماه پیکر باشددر هرچه نگه کند منور باشدخواندن رباعی ‹
- ۴۴رباعی شمارهٔ ۴۴آن را که نظر به سوی هر کس باشددر دیدهٔ صاحبنظران خس باشدخواندن رباعی ‹
- ۴۵رباعی شمارهٔ ۴۵هر سرو که در بسیط عالم باشدشاید که به پیش قامتت خم باشدخواندن رباعی ‹
- ۴۶رباعی شمارهٔ ۴۶گر دست تو در خون روانم باشدمندیش که آن دم غم جانم باشدخواندن رباعی ‹
- ۴۷رباعی شمارهٔ ۴۷بیچاره کسی که بر تو مفتون باشددور از تو گرش دلیست پر خون باشدخواندن رباعی ‹
- ۴۸رباعی شمارهٔ ۴۸آهو بره را که شیر در پی باشدبیچاره چه اعتماد بر وی باشد؟خواندن رباعی ‹
