بخش
رباعیات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۱۴۶ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۴۶).
- مورد منتشرشده
- ۱۴۶
- صفحه
- ۱۰
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۹۷رباعی شمارهٔ ۹۷شبهای دراز بیشتر بیدارمنزدیک سحر روی به بالین آرمخواندن رباعی ‹
- ۹۸رباعی شمارهٔ ۹۸از جملهٔ بندگان منش بندهترموز چشم خداوندیش افکندهترمخواندن رباعی ‹
- ۹۹رباعی شمارهٔ ۹۹خیزم که نماند بیش ازین تدبیرمخصم ار همه شمشیر زند یا تیرمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۰رباعی شمارهٔ ۱۰۰گر بر رگ جان ز شستت آید تیرمچه خوشتر ازان که پیش دستت میرمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۱رباعی شمارهٔ ۱۰۱آن دوست که دیدنش بیاراید چشمبیدیدنش از گریه نیاساید چشمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۲رباعی شمارهٔ ۱۰۲آن رفته که بود دل بدو مشغولموافکنده به شمشیر جفا مقتولمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۳رباعی شمارهٔ ۱۰۳میندیش که سست عهد و بدپیمانموز دوستیت فرار گیرد جانمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۴رباعی شمارهٔ ۱۰۴من بندهٔ بالای تو شمشادتنمفرهاد تو شیریندهن خوشسخنمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۵رباعی شمارهٔ ۱۰۵هر گه که نظر بر گل رویت فکنمخواهم که چو نرگس مژه بر هم نزنمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۶رباعی شمارهٔ ۱۰۶آرام دل خویش نجویم چه کنم؟وندر طلبش به سر نپویم چه کنم؟خواندن رباعی ‹
- ۱۰۷رباعی شمارهٔ ۱۰۷گفتم که دگر چشم به دلبر نکنمصوفی شوم و گوش به منکر نکنمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۸رباعی شمارهٔ ۱۰۸من بی تو سکون نگیرم و خو نکنمبی عارض گلبوی تو گل بو نکنمخواندن رباعی ‹
- ۱۰۹رباعی شمارهٔ ۱۰۹خیزم قد و بالای چو حورش بینموآن طلعت آفتاب نورش بینمخواندن رباعی ‹
- ۱۱۰رباعی شمارهٔ ۱۱۰میآیی و لطف و کرمت میبینمآسایش جان در قدمت میبینمخواندن رباعی ‹
- ۱۱۱رباعی شمارهٔ ۱۱۱چون میکشد آن طیرهٔ خورشید و مهممن نیز به ذل و حیف تن در ندهمخواندن رباعی ‹
- ۱۱۲رباعی شمارهٔ ۱۱۲من با دگری دست به پیمان ندهمدانم که نیوفتد حریف از تو بهمخواندن رباعی ‹
