بسی صورت بگردیدست عالم
وزین صورت بگردد عاقبت هم
۱عمارت با سرای دیگر انداز
که دنیا را اساسی نیست محکم
۲مثال عمر، سر بر کرده شمعیست
که کوته باز میباشد دمادم
۳و یا برف گدازان بر سر کوه
کزو هر لحظه جزوی میشود کم
۴بسا خاکا به زیر پای نادان
که گر بازش کنی دستست و معصم
۵نه چشم طامع از دنیا شود سیر
نه هرگز چاه پر گردد به شبنم
۶گل فرزند آدم خشت کردند
نمیجنبد دل فرزند آدم
۷به سیم و زر نکونامی به دست آر
منه بر هم که برگیرندش از هم
۸فریدون را سرآمد پادشاهی
سلیمان را برفت از دست، خاتم
۹به نیشی میزند دوران گیتی
که آن را تا قیامت نیست مرهم
۱۰وفاداری مجوی از دهر خونخوار
محالست انگبین در کام ارقم
۱۱به نقل از اوستادان یاد دارم
که شاهان عجم کیخسرو و جم
۱۲ز سوز سینهٔ فریاد خوانان
چنان پرهیز کردندی که از سم
۱۳که موران چون به گرد آیند بسیار
به تنگ آید روان در حلق ضیغم
۱۴و ما من ظالم الا و یبلی
و ان طال المدی یوما باظلم
۱۵سخن را روی در صاحبدلانست
نگویند از حرم الا به محرم
۱۶حرامش باد ملک و پادشاهی
که پیشش مدح گویند از قفا ذم
۱۷عروس زشت زیبا چون توان دید
وگر بر خود کند دیبای معلم
۱۸اگر مردم همین بالا و ریشند
به نیزه نیز بربستست پرچم
۱۹سخن شیرین بود پیر کهن را
ندانم بشنود نوئین اعظم
۲۰جهانسالار عادل انکیانو
سپهدار عراق و ترک و دیلم
۲۱که روز بزم بر تخت کیانی
فریدونست و روز رزم رستم
۲۲چنین پند از پدر نشنوده باشی
الا گر هوشمندی بشنو از عم
۲۳چو یزدانت مکرم کرد و مخصوص
چنان زی در میان خلق عالم
۲۴که گر وقتی مقام پادشاهیت
نباشد، همچنان باشی مکرم
۲۵نه هر کس حق تواند گفت گستاخ
سخن ملکیست سعدی را مسلم
۲۶مقامات از دو بیرون نیست فردا
بهشت جاودانی یا جهنم
۲۷بکار امروز تخم نیکنامی
که فردا برخوری والله اعلم
۲۸مدامت بخت و دولت همنشین باد
به دولت شادمان از بخت خرم
۲۹به دست راست قید باز اشهب
به دست چپ عنان خنگ ادهم
۳۰سر سالت مبارک باد و میمون
سعادت همره و اقبال همدم
۳۱محرم بر حسود ملک و جاهت
که ماند زنده تا دیگر محرم
۳۲