جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدم
به مردمی که گر از مردمی اثر دیدم
۱مگر که مرد وفادار از جهان گم شد
وفا ز مردم این عهد هیچ اگر دیدم
۲ز من مپرس که آخر چه دیدی از دوران
هر آن چه دیدم این نکته مختصر دیدم
۳بدین صحیفهٔ مینا به خامهٔ خورشید
نبشته یک سخن خوش به آب زر دیدم
۴که ای به دولت ده روز گشته مستظهر
مباش غره که از تو بزرگتر دیدم
۵کسی که تاج زرش بود در صباح به سر
نماز شام ورا خشت زیر سر دیدم
۶چو روزگار همی بگذرد رو ای سعدی
که زشت و خوب و بد و نیک در گذر دیدم
۷