قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در ستایش سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گرین خیال محقق شود به بیداری

که روی عزم همایون ازین طرف داری

۱

خدای را که تواند گزارد شکر و سپاس

یکی منم که به مدحش کنم شکرباری

۲

ندید دشمن بی‌طالع آنچه از حق خواست

که یار با سر لطف آمدست و دلداری

۳

تو یاد هر که کنی در جهان بزرگ شود

مگر که دیگرش از یاد خویش بگذاری

۴

وگر مرا هنری نیست یا خطایی هست

تو آن مکارم اخلاق خویش یاد آری

۵

جماعتی شعرای دروغ شیرین را

اگر به روز قیامت بود گرفتاری

۶

مرا که شکر و ثنای تو گفته‌ام همه عمر

مگر خدای نگیرد به راست گفتاری

۷

تو روی دختر دلبند طبع من بگشای

که خانگیش برآورده‌ام نه بازاری

۸

چو همسریش نبینم به ناقصی ندهم

خلیفه‌زاده تحمل چرا کند خواری؟

۹

به هر درم سر همت فرو نمی‌آید

ببسته‌ام در دکان ز بی‌خریداری

۱۰

من آبروی نخواهم ز بهر نان دادن

که پیش طایفه‌ای مرگ به که بیماری

۱۱

خدای در دو جهانت جزای خیر دهاد

که هر چه داد به اضعاف آن سزاواری

۱۲

تو را که همت و اقبال و فر و بخت اینست

به هر چه سعی کنی دولتت دهد یاری

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاری۱۲ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. بیداریداری
  2. سپاسشکرباری
  3. خواستدلداری
  4. شودبگذاری
  5. هستآری
  6. راگرفتاری
  7. عمرگفتاری
  8. بگشایبازاری
  9. ندهمخواری
  10. نمی‌آیدبی‌خریداری
  11. دادنبیماری
  12. دهادسزاواری
  13. اینستیاری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۶۱ شعر) قرار دارد.