گرین خیال محقق شود به بیداری
که روی عزم همایون ازین طرف داری
۱خدای را که تواند گزارد شکر و سپاس
یکی منم که به مدحش کنم شکرباری
۲ندید دشمن بیطالع آنچه از حق خواست
که یار با سر لطف آمدست و دلداری
۳تو یاد هر که کنی در جهان بزرگ شود
مگر که دیگرش از یاد خویش بگذاری
۴وگر مرا هنری نیست یا خطایی هست
تو آن مکارم اخلاق خویش یاد آری
۵جماعتی شعرای دروغ شیرین را
اگر به روز قیامت بود گرفتاری
۶مرا که شکر و ثنای تو گفتهام همه عمر
مگر خدای نگیرد به راست گفتاری
۷تو روی دختر دلبند طبع من بگشای
که خانگیش برآوردهام نه بازاری
۸چو همسریش نبینم به ناقصی ندهم
خلیفهزاده تحمل چرا کند خواری؟
۹به هر درم سر همت فرو نمیآید
ببستهام در دکان ز بیخریداری
۱۰من آبروی نخواهم ز بهر نان دادن
که پیش طایفهای مرگ به که بیماری
۱۱خدای در دو جهانت جزای خیر دهاد
که هر چه داد به اضعاف آن سزاواری
۱۲تو را که همت و اقبال و فر و بخت اینست
به هر چه سعی کنی دولتت دهد یاری
۱۳