بخش
قطعات سعدی
این بخش از «مواعظ» سعدی است و ۲۲۸ مورد منتشرشده دارد (قطعه ۲۲۸).
- مورد منتشرشده
- ۲۲۸
- صفحه
- ۱۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳شمارهٔ ۳۳خواست تا عیبم کند پروردهٔ بیگانگانلاغری بر من گرفت آن کز گدایی فربهستخواندن قطعه ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴ای نفس چون وظیفهٔ روزی مقررستآزاد باش تا نفسی روزگار هستخواندن قطعه ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵در سرای به هم کرده از پس پردهمباش غره که هیچ آفریده واقف نیستخواندن قطعه ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶شهی که پاس رعیت نگاه میداردحلال باد خراجش که مزد چوپانیستخواندن قطعه ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷صاحب کمال را چه غم از نقص مال و جاهچون ماه پیکری که برو سرخ و زرد نیستخواندن قطعه ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸ضرورتست به توبیخ با کسی گفتنکه پند مصلحت آموز کاربندش نیستخواندن قطعه ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹اگر خود بردرد پیشانی پیلنه مردست آنکه در وی مردمی نیستخواندن قطعه ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰در حدود ری یکی دیوانه بودسال و مه کردی به کوه و دشت گشتخواندن قطعه ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱بیا که پرده برانداختم ز صورت حالمن آن نیم که سخن در غلاف خواهم گفتخواندن قطعه ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲به تماشای میوه راضی شوای که دستت نمیرسد بر شاخخواندن قطعه ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳چه سود از دزدی آنگه توبه کردنکه نتوانی کمند انداخت بر کاخخواندن قطعه ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴شنیدم که بیوهزنی دردمندهمی گفت و رخ بر زمین مینهادخواندن قطعه ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان استیارب کمال عافیتت بر دوام باداقبال و دولت و شرفت مستدام بادخواندن قطعه ‹
- ۴۶شمارهٔ ۴۶مرا از بهر دیناری ثنا گفتکه بختت با سعادت مقترن بادخواندن قطعه ‹
- ۴۷شمارهٔ ۴۷بر تربت دوستان ماضیبگذشت بسی ز بوستان بادخواندن قطعه ‹
- ۴۸شمارهٔ ۴۸ای بلند اختر خدایت عمر جاویدان دهادوآنچه پیروزی و بهروزی در آنست آن دهادخواندن قطعه ‹
