بخش

مفردات سعدی

این بخش از «مواعظ» سعدی است و ۹۱ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۹۱
صفحه
۶

اشعار (۹۱ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱شمارهٔ ۱دانی چه گفته‌اند بنی عوف در عربنسل بریده به که موالید بی‌ادبخواندن شعر ‹
  2. ۲شمارهٔ ۲خیری که برآیدت به توفیق از دستدر حق کسی کن که درو خیری هستخواندن شعر ‹
  3. ۳شمارهٔ ۳گر سِفله به مال و جاه از آزاده به‌است،سگ نیز به صید از آدمیزاده به‌استخواندن شعر ‹
  4. ۴شمارهٔ ۴کس نیست که مهر تو درو شاید بستپس پیش تو ناچار کمر باید بستخواندن شعر ‹
  5. ۵شمارهٔ ۵دولت جاوید به طاعت درستسود مسافر به بضاعت درستخواندن شعر ‹
  6. ۶شمارهٔ ۶گوینده را چه غم که نصیحت قبول نیستگر نامه رد کنند گناه رسول نیستخواندن شعر ‹
  7. ۷شمارهٔ ۷رفتن چو ضرورت‌است و منزل به گذاشت،من خود ننهم دلی که بر باید داشتخواندن شعر ‹
  8. ۸شمارهٔ ۸هر که گوید کلاغ چون باز استنشنوندش که دیده‌ها باز استخواندن شعر ‹
  9. ۹شمارهٔ ۹گر راه نمایی، همه عالم راه‌استور دست نگیری، همه عالم چاه‌استخواندن شعر ‹
  10. ۱۰شمارهٔ ۱۰خواهی که به طبعت همه کس دارد دوستبا هر که در اوفتی چنان باش که اوستخواندن شعر ‹
  11. ۱۱شمارهٔ ۱۱اگر بَوّاب و سرهنگان هم از درگه برانندت،از آن بهتر که در پهلوی مجهولی نشانندت!خواندن شعر ‹
  12. ۱۲شمارهٔ ۱۲این‌بار نه بانگ چنگ و نای و دهل‌استکاین بار شکار شیر و جنگ مُغُل‌است!خواندن شعر ‹
  13. ۱۳شمارهٔ ۱۳از مایهٔ بیسود نیاساید مردمار از دم خویش چند بتواند خوردخواندن شعر ‹
  14. ۱۴شمارهٔ ۱۴گمان مبر که جهان اعتماد را شایدکه بی‌عدم نبود هر چه در وجود آیدخواندن شعر ‹
  15. ۱۵شمارهٔ ۱۵بیچاره که در میان دریا افتادمسکین چه کند که دست و پایی نزندخواندن شعر ‹
  16. ۱۶شمارهٔ ۱۶توان نان خورد اگر دندان نباشدمصیبت آن بود که نان نباشدخواندن شعر ‹