بخش

مفردات سعدی

این بخش از «مواعظ» سعدی است و ۹۱ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۹۱
صفحه
۶

اشعار (۹۱ مورد · نمایش ۳۳ تا ۴۸)

  1. ۳۳شمارهٔ ۳۳شادمانی مکن که دشمن مردتو هم از مرگ جان نخواهی بردخواندن شعر ‹
  2. ۳۴شمارهٔ ۳۴گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شودمشنو که چشم آدمی تنگ پر شودخواندن شعر ‹
  3. ۳۵شمارهٔ ۳۵هر که دندان به خویشتن بنهادخیر دیگر به کس نخواهد دادخواندن شعر ‹
  4. ۳۶شمارهٔ ۳۶بخت در اول فطرت چو نباشد مسعودمقبل آن نیست که در حال بمیرد مولودخواندن شعر ‹
  5. ۳۷شمارهٔ ۳۷ناامید از در رحمت به کجا شاید رفتیا رَب از هر چه خطا رفت هزار استغفارخواندن شعر ‹
  6. ۳۸شمارهٔ ۳۸سفله را قوت مده چندانکه مستولی شودگرگ را چندانکه دندان تیزتر خونریزترخواندن شعر ‹
  7. ۳۹شمارهٔ ۳۹نهاد بد نپسندد خدای نیکوکارامیر خفته و مردم ز ظلم او بیدارخواندن شعر ‹
  8. ۴۰شمارهٔ ۴۰بزرگی نماند بر آن پایدارکه مردم به چشمش نمایند خوارخواندن شعر ‹
  9. ۴۱شمارهٔ ۴۱چه داند خوابناک مست مخمورکه شب را چون به روز آورد رنجورخواندن شعر ‹
  10. ۴۲شمارهٔ ۴۲دو عاشق را به هم بهتر بود روزدو هیزم را به هم خوشتر بود سوزخواندن شعر ‹
  11. ۴۳شمارهٔ ۴۳به شکر آنکه تو در خانه‌ای و اهلت پیشنظر دریغ مدار از مسافر درویشخواندن شعر ‹
  12. ۴۴شمارهٔ ۴۴جایی نرسد کس به توانایی خویشالا تو چراغ رحمتش داری پیشخواندن شعر ‹
  13. ۴۵شمارهٔ ۴۵زنده‌دل از مرده نصیحت نیوشمرده‌دل از زنده نگیرد به گوشخواندن شعر ‹
  14. ۴۶شمارهٔ ۴۶یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویشای که دستی چرب داری پیشتر دیوار خویشخواندن شعر ‹
  15. ۴۷شمارهٔ ۴۷کوته‌نظران را نبود جز غم خویشصاحبنظران را غم بیگانه و خویشخواندن شعر ‹
  16. ۴۸شمارهٔ ۴۸به کین دشمنان باطل میندیشکه این حیفست ظاهر بر تن خویشخواندن شعر ‹