غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چشم من از گریه مستانه من روشن است

خانه من چون صدف از دانه من روشن است

۱

شعله سودای من آهن گداز افتاده است

دیده زنجیر از دیوانه من روشن است

۲

نیست چون آیینه نور عاریت در خانه ام

از صفای سینه من خانه من روشن است

۳

گرچه از گرد کسادی مهره گل گشته ام

نه صدف از گوهر یکدانه من روشن است

۴

جلوه فانوس دارد در نظر پروانه را

بس که از سوز درون کاشانه من روشن است

۵

دیده جغدست شمعی هست اگر ویرانه را

از فروغ داغ سودا، خانه من روشن است

۶

می شوم من داغ هر کس را که می سوزد فلک

از چراغ دیگران غمخانه من روشن است

۷

دیده شیر از غم دنیا نگهبان من است

از شراب لعل تا پیمانه من روشن است

۸

من سیه روزم، و گرنه سر به سر روی زمین

از فروغ طلعت جانانه من روشن است

۹

سینه گرمم جهانی را به جوش آورده است

عالمی را شمع از آتشخانه من روشن است

۱۰

سختی ایام نتواند مرا افسرده ساخت

چون شرر در سنگ خارا دانه من روشن است

۱۱

گر ز روزن دیگران را خانه روشن می شود

صائب از بی روزنی کاشانه من روشن است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: من روشن استقافیه: ـانه۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استاست
  3. اماست
  4. اماست
  5. رااست
  6. رااست
  7. فلکاست
  8. استاست
  9. زمیناست
  10. استاست
  11. ساختاست
  12. شوداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.