غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خرقه آزادگان چشم از جهان پوشیدن است

کسوت این قوم از دستار سر پیچیدن است

۱

سخت رویی می شود سنگ فسان شمشیر را

خاکساری روی دشمن بر زمین مالیدن است

۲

از تهی مغزی است امید گشاد از ماه عید

ناخن تنها برای پشت سر خاریدن است

۳

ما حجاب آلودگان را جرأت پروانه نیست

گرد سر گردیدن ما، گرد دل گردیدن است

۴

سرفرازی چشم بد بسیار دارد در کمین

تا بود روشن، مدار شمع بر لرزیدن است

۵

عرض دادن جنس خود بر مردم بالغ نظر

در ترازوی قیامت خویش را سنجیدن است

۶

صرف کردن زندگی در خدمت آزادگان

زیر پای سرو چون آب روان غلطیدن است

۷

از گداز شمع روشن شد که در بزم وجود

روزی روشندلان انگشت خود خاییدن است

۸

در محرم تا چه خونها در دل مردم کند

محنت آبادی که عیدش دربدر گردیدن است

۹

برگ جمعیت به از ریزش ندارد حاصلی

گر گلابی هست این گل را، ز هم پاشیدن است

۱۰

سنگ طفلان می کند خوش وقت مجنون مرا

کار کبک مست در کوه و کمر خندیدن است

۱۱

از خموشی می توان صائب به معنی راه برد

مایه غواص گوهرجو نفس دزدیدن است

۱۲

خواب را صائب مکن بر دیده از شبگیر تلخ

چاره کوتاهی این ره به خود پیچیدن است

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـیدن۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. رااست
  3. عیداست
  4. نیستاست
  5. کمیناست
  6. نظراست
  7. آزادگاناست
  8. وجوداست
  9. کنداست
  10. حاصلیاست
  11. مرااست
  12. برداست
  13. تلخاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.