عالم مکار با ارباب عقبی دشمن است
این چه خس پوش با دلهای بینا دشمن است
۱اهل ابرامند محروم از کرامت های عشق
بی سؤال آن کس که بخشد، با تقاضا دشمن است
۲وادی هموار رهرو را کند سر در هوا
آن که ما را گل فشاند در ته پا دشمن است
۳باطن روشن ضمیران تیغ صیقل داده ای است
وای بر سنگی که با آیینه ما دشمن است
۴چاره بیماری عشق است پرهیز از طبیب
هر که قدر درد داند، با مداوا دشمن است
۵در سر شوریده هر کس که ذوق کار هست
با شتاب و اهتمام کارفرما دشمن است
۶دشمن خونخوار را احسان گوارا می کند
عاقبت اندیش با اقبال دنیا دشمن است
۷نیست جز خواب پریشان، نقش ها آیینه را
هر که از روشندلان شد، با تماشا دشمن است
۸دست پیش آسمان سازند کم ظرفان دراز
همت دریاکشان با جام و مینا دشمن است
۹از دو عالم، حرف پیش عاشق یکدل مگو
هر که شد یکرنگ، با گلهای رعنا دشمن است
۱۰شیر خود خون می کند طفلی که پستان می گزد
بد گهر از جهل با چرخ مصفا دشمن است
۱۱گوش سنگین می کند بیهوده گویان را سبک
زین سبب واعظ به رند باده پیما دشمن است
۱۲شیوه عاجزکشی عام است در بدگوهران
با تهی پایان سراسر خار صحرا دشمن است
۱۳از نفاق خصم پنهان می کشم صائب ملال
ورنه دارم دوست آن کس را که پیدا دشمن است
۱۴