غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نیست از روی زمین سیری دل خود کام را

حرص می گردد زیاد از خاک، چشم دام را

۱

داغ دارد میکشان را تشنه چشمی های من

می کنم خالی ز می در دست ساقی جام را

۲

روزگار عیش را دود سپندی لازم است

شد شب آدینه نیل چشم زخم ایام را

۳

دل به کوشش آرزو را پخته نتوانست کرد

در بغل نتوان رساندن میوه های خام را

۴

هر که را از درد و صاف می نظر بر نشأه است

باده یک جام داند بوسه و دشنام را

۵

جسم رنگ جان گرفت از بی قراری های دل

می برد چون سایه با خود صید وحشی دام را

۶

در دل خود کعبه مقصود را هر کس که یافت

بستن زنار داند بستن احرام را

۷

بوسه را در نامه می پیچد برای دیگران

آن که می دارد دریغ از عاشقان پیغام را

۸

دل چو شد افسرده، از جسم گرانجان پاره ای است

رنگ برگ خویش باشد میوه های خام را

۹

نیست صائب شنبه و آدینه در کوی مغان

می کند یکرنگ، مشرب سر به سر ایام را

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـام۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. منرا
  3. استرا
  4. کردرا
  5. استرا
  6. دلرا
  7. یافترا
  8. دیگرانرا
  9. استرا
  10. مغانرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.