غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

غوطه در گُل داده بود اندیشهٔ دنیا مرا

نالهٔ نی شد دلیلِ عالمِ بالا مرا

۱

گر‌چه چون حلاج مُهرِ خامشی بر لب زدم

زورِ مِی‌ برداشت آخر پنبه از مینا مرا

۲

از سیاهی خضر می‌آرد گلیمِ خود برون

نیست بر خاطر غبار از ظلمتِ سودا مرا

۳

بود از بس بر دل من دیدنِ مردم گران

شد سبک در دیده کوهِ قاف چون عنقا مرا

۴

مهرهٔ گهوارهٔ من بود از عقدِ سخن

منّتِ گویایی از کس نیست چون عیسیٰ مرا

۵

حسنِ عالمگیر را هرجا که جویی حاضرست

هر غباری محملِ لیلی است زین صحرا مرا

۶

با کمالِ قُرب، از پاسِ ادب خون می‌خورم

پنجهٔ خشکی است چون مرجان از این دریا مرا

۷

نیست مانع بحر را گرداب از جوش و خروش

مُهرِ خاموشی چه سازد با لبِ گویا مرا

۸

نیست چون آتش مرا اندیشه از زخمِ زبان

می‌شود بال و پرِ پرواز، خارِ پا مرا

۹

چون الف در بِسم گردد محو، باقی می‌شود

عمرِ کوته جاودان شد زان قدِ رعنا مرا

۱۰

در سرانجام اقامت نیستم چون غافلان

توشهٔ راهی است صائب چشم از دنیا مرا

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: مراقافیه: ـا۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. مرامرا
  2. زدممرا
  3. برونمرا
  4. گرانمرا
  5. سخنمرا
  6. حاضرستمرا
  7. می‌خورممرا
  8. خروشمرا
  9. زبانمرا
  10. می‌شودمرا
  11. غافلانمرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.