خلوت فکر، پریخانه خاموشان است
گفتگو ابجد طفلانه خاموشان است
۱گوش امن و دم آسوده و آرامش جان
جمع در بزم حکیمانه خاموشان است
۲بادپیمای سخن خاک ندارد در دست
گنج در گوشه ویرانه خاموشان است
۳مطلب نور بصیرت ز پریشان سخنان
کاین چراغی است که در خانه خاموشان است
۴باده ای خاص بود هر قدحی را اینجا
دل روشن می پیمانه خاموشان است
۵صدف از راز دل بحر خبرها دارد
مخزن راز، نهانخانه خاموشان است
۶گرچه پروانه ندارد خطر از شمع خموش
حرف یک سوخته پروانه خاموشان است
۷نور فیضی که دو عالم به چراغش جویند
همه شب شمع سیه خانه خاموشان است
۸خواب در پرده چشمش نمک سوده شود
هر که را گوش به افسانه خاموشان است
۹راز پوشیده نه کوزه سربسته چرخ
در لب خامش پیمانه خاموشان است
۱۰صورتی را که توان داد به معنی ترجیح
نقش دیوار صنمخانه خاموشان است
۱۱نیست بر مهره گل دیده بالغ نظران
از نفس سبحه صد دانه خاموشان است
۱۲به گریبان تأمل سر خود دزدیدن
صدف گوهر یکدانه خاموشان است
۱۳اگر آن مخزن اسرار کلیدی دارد
بی سخن، قفل در خانه خاموشان است
۱۴بال طوطی که به اقبال سخن سبز شده است
یکقلم سبزه بیگانه خاموشان است
۱۵می نابی که ندارد رگ خامی صائب
فرش در گوشه میخانه خاموشان است
۱۶