دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
هر که را درد سخن هست مسیحای من است
۱گرچه صد پایه ز نقش قدم افتاده مرا
کهکشان جاده همت والای من است
۲به تماشای گل و لاله به بستان نروم
گل رخسار سخن لاله حمرای من است
۳غیر زنجیر که سر در قدم من دارد
در بیابان طلب کیست که همپای من است؟
۴تکیه بر بالش دیبا نکنم چون صورت
خواب سنگین چو شود بالش خارای من است
۵هر کجا حلقه زند هاله سرگردانی
مرکز دایره اش آبله پای من است
۶چون سخن از نفسم سبز نگردد صائب؟
طوطی هند سخن، کلک شکرخای من است
۷