غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا جنون انجمن افروز دل خونین است

دیده شیر مرا شمع سر بالین است

۱

خون خور و مهر به لب زن که درین عبرتگاه

نفس نافه ز خونین جگری مشکین است

۲

در و دیوار چمن مست شد از خنده گل

این چه شوری است که با این می لب شیرین است

۳

این نه لاله است که از مستی سودازدگان

دامن دشت جنون پر ز کف خونین است

۴

سرخی چشم من از خجلت بی اشکیهاست

این سفالی است که بی می چو شود رنگین است

۵

تن پرستان و سبک خیزی محشر، هیهات

هر که شب سیر خورد وقت سحر سنگین است

۶

علم معرکه فتح بود پای ثبات

لنگر بحر پر آشوب جهان تمکین است

۷

صله فکر بلندست شنیدن صائب

گوش بی حوصلگان تشنه لب تحسین است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـین۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. عبرتگاهاست
  3. گلاست
  4. سودازدگاناست
  5. اشکیهاستاست
  6. هیهاتاست
  7. ثباتاست
  8. صائباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.