غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عقل نخلی است خزان دیده که ماتم با اوست

عشق سروی است که سرسبزی عالم با اوست

۱

هر که در معرکه با جوهر ذاتی چون تیغ

روزگارش به خموشی گذرد، دم با اوست

۲

عاصیی را که سروکار به دوزخ باشد

در بهشت است، اگر دیده پر نم با اوست

۳

دل سودازده را وصل نیاورد به حال

چه کند عید به آن کس که محرم با اوست؟

۴

دل هر کس که در آن زلف پریشان آویخت

می توان گفت که سررشته عالم با اوست

۵

هر که زد مهر خموشی به لب چون و چرا

گرچه مورست درین دایره خاتم با اوست

۶

نمک عشق به بی درد حرام است حرام

جای رحم است بر آن زخم که مرهم با اوست

۷

با غم عشق غم عالم فانی هیچ است

غم عالم نخورد هر که همین غم با اوست

۸

هر که چون سوزن عریان مژه بر هم نزند

می توان یافت که سررشته عالم با اوست

۹

صیقل آینه حسن بود دیده پاک

روی گل تازه ازان است که شبنم با اوست

۱۰

هر که صائب ز بد خویش پشیمان نشود

تخم دیوست اگر صورت آدم با اوست

۱۱

هر که صائب نکشد در دل خود آتش حرص

گرچه در باغ بهشت است جهنم با اوست

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: با اوستقافیه: ـم۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. اوستاوست
  2. تیغاوست
  3. باشداوست
  4. حالاوست
  5. آویختاوست
  6. چرااوست
  7. حراماوست
  8. استاوست
  9. نزنداوست
  10. پاکاوست
  11. نشوداوست
  12. حرصاوست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.