همچو زنجیر به هم ناله ما پیوسته است
شور این سلسله تا روز جزا پیوسته است
۱شرط همراهی ما بی خبران ترک خودی است
هر که از خویش گسسته است به ما پیوسته است
۲نیست چون قافله ریگ روان آرامش
به زمینی که رگ و ریشه ما پیوسته است
۳چون گره هر که سر از جیب نیارد بیرون
می توان یافت به آن بند قبا پیوسته است
۴نیست گوش شنوا گمشدگان را، ورنه
تا به منزل همه جا بانگ درا پیوسته است
۵زود چون سایه ز ادبار شود خاک نشین
دولت هر که به اقبال هما پیوسته است
۶به چه امید به آن زلف کنم چشم سیاه؟
چون گره، دانه به این دام بلا پیوسته است
۷دوری ذره ناچیز ز کوته نظری است
ورنه خورشید به هر ذره جدا پیوسته است
۸گرچه پروانه ما حلقه بیرون درست
رشته شمع به بال و پر ما پیوسته است
۹منزل سیل گرانسنگ بود سینه بحر
نشود خرج ره آن کس که به ما پیوسته است
۱۰موشکافان جهانند چو سوزن حیران
که سررشته جانها به کجا پیوسته است
۱۱بر سر تیغ تو عشاق چرا خون نکنند؟
این رگ ابر به دریای بقا پیوسته است
۱۲بی قناعت نتوان شد ز سعادتمندان
استخوان بندی دولت به هما پیوسته است
۱۳نیست ممکن یکی از جمله مردان نشود
صائب آن کس که به مردان خدا پیوسته است
۱۴