ز بس به کشتن من تیغ مایل افتاده است
هزار مرتبه در پای قاتل افتاده است
۱چو گردباد به گرد سر زمین گردم
که به افتادگی من مقابل افتاده است
۲به بال همت گردون نورد من بنگر
به این مبین که مرا رخت در گل افتاده است
۳هزار مرحله از کعبه است تا در دل
دلت خوش است که بارت به منزل افتاده است
۴غرض ز صحبت دریا کشاکش است چو موج
وگرنه گوهر تمکین به ساحل افتاده است
۵زبان شمع مگر مصرعی ز صائب خواند؟
که باز شور قیامت به محفل افتاده است
۶