غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

ز بس به کشتن من تیغ مایل افتاده است

هزار مرتبه در پای قاتل افتاده است

۱

چو گردباد به گرد سر زمین گردم

که به افتادگی من مقابل افتاده است

۲

به بال همت گردون نورد من بنگر

به این مبین که مرا رخت در گل افتاده است

۳

هزار مرحله از کعبه است تا در دل

دلت خوش است که بارت به منزل افتاده است

۴

غرض ز صحبت دریا کشاکش است چو موج

وگرنه گوهر تمکین به ساحل افتاده است

۵

زبان شمع مگر مصرعی ز صائب خواند؟

که باز شور قیامت به محفل افتاده است

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده استقافیه: ـل۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. گردماست
  3. بنگراست
  4. دلاست
  5. موجاست
  6. خوانداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.