غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به نامرادی ما عشق مایل افتاده است

وگرنه مطلب کونین در دل افتاده است

۱

در آن محیط کرم، دور باش منعی نیست

کف از سبکسری خود به ساحل افتاده است

۲

همان که در طلبش رفته ای ز خود بیرون

تمام روز به میخانه دل افتاده است

۳

مرا که دست و دل از کار رفته است، چه سود

که دست یار به دوشم حمایل افتاده است؟

۴

ز عاجزانه نگاهم، ز دست قاتل تیغ

به روی خاک، مکرر چو بسمل افتاده است

۵

ز ما به همت خشک ای فقیر قانع شو

که کار ما به جوانمردی دل افتاده است

۶

سیه دلی که ترا بسته است بند قبا

ازان لطافت اندام، غافل افتاده است

۷

عجب که گریه ما در دلش اثر نکند

که دانه پاک و زمین سخت قابل افتاده است

۸

نشسته است به گل، بارها سفینه چرخ

به کوچه ای که مرا رخت در گل افتاده است

۹

نصیب کشته عشق از بهشت جاویدان

همین بس است که در پای قاتل افتاده است

۱۰

نظر ز حلقه فتراک برنمی دارم

که این دریچه به جنت مقابل افتاده است

۱۱

به شوخی مژه یار می توان پی برد

ز رخنه های نمایان که در دل افتاده است

۱۲

نظر ز حال فروماندگان دریغ مدار

ترا که چشم به دیدار منزل افتاده است

۱۳

به تخم سوخته ما چه می تواند کرد؟

زمین میکده هر چند قابل افتاده است

۱۴

ز بزم وحشت پروانه می کشد آزار

وگرنه شمع مکرر به محفل افتاده است

۱۵

به خاکساری افتادگان نمی خندد

کسی که یک دو قدم در پی افتاده است

۱۶

ز آتشین رخ ساقی گمان بری صائب

که اخگری به گریبان محفل افتاده است

۱۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده استقافیه: ـل۱۶ از ۱۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. نیستاست
  3. بیروناست
  4. سوداست
  5. تیغاست
  6. شواست
  7. قبااست
  8. نکنداست
  9. چرخاست
  10. جاویداناست
  11. دارماست
  12. برداست
  13. مداراست
  14. کرداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.