غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به هیچ و پوچ مرا عمر چون شرر بسته است

ز خود برون شدن من به یک نظر بسته است

۱

اثر ز جنت دربسته در جهان گر هست

ازان کس است که بر روی خلق در بسته است

۲

شود ز روزن و در خانه ها غبارآلود

صفای سینه به پوشیدن نظر بسته است

۳

مرا رفیق موافق به وجد می آرد

عزیمت سفر من به همسفر بسته است

۴

کند جلای وطن دیده ور عزیزان را

که تا به بحر بود، دیده گهر بسته است

۵

به خرج آتش سوزنده می رود چو شرار

چو غنچه در گره خویش هر که زر بسته است

۶

جز این که هر نفس از پیچ و تاب می کاهد

چه طرف رشته ز نزدیکی گهر بسته است؟

۷

مرا ز داغ، دل تیره می شود روشن

جلای سوخته من به این شرر بسته است

۸

به آه سرد دل من چو غنچه باز شود

گشاد من به هواداری سحر بسته است

۹

به خون خویش محال است سرخ رو نشود

ستمگری که ترا تیغ بر کمر بسته است

۱۰

چنان که راحت چشم است در ندیدنها

حضور گوش به نشنیدن خبر بسته است

۱۱

چرا غم دگران می کند پریشانم

اگر نه رشته جانها به یکدگر بسته است؟

۱۲

صدای طبل رحیل است شادیانه او

کسی که توشه به اندازه سفر بسته است

۱۳

به خرج می رود آخر درین جهان صائب

چو سکه هر که دل خویش را به زر بسته است

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بسته استقافیه: ـر۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. هستاست
  3. غبارآلوداست
  4. آرداست
  5. رااست
  6. شراراست
  7. کاهداست
  8. روشناست
  9. شوداست
  10. نشوداست
  11. ندیدنهااست
  12. پریشانماست
  13. اواست
  14. صائباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.