به دوست نامه نوشتن، شعار بیگانه است
به شمع، نامه پروانه بال پروانه است
۱یکی است بستن احرام و بستن زنار
ترا که روی دل از کعبه سوی بتخانه است
۲اگر ز عشق دلت چاک شد، مشو در هم
که دل چو چاک شود زلف یار را شانه است
۳به جوی شیر چو فرهاد تیشه فرسودن
یکی ز جمله بازیچه های طفلانه است
۴ز تن ملال ندارد روان دون همت
که مرغ ریخته پر را قفس پریخانه است
۵حذر ز سایه خود می کنند شیشه دلان
ز عقل سنگ ملامت حصار دیوانه است
۶اگر ز اهل دلی، فیض آسمان از توست
که شیشه هر چند کند جمع، بهر پیمانه است
۷چنین که دیدن صیاد رزق من شده است
به خاطر آنچه نگردد، تصور دانه است
۸به فکر دل نفتادیم صائب از غفلت
نیافتیم که لیلی درین سیه خانه است
۹به خانه ای که توان رفت بی طلب صائب
درین زمانه پر دار و گیر، میخانه است
۱۰