از مروت نیست چیدن غنچه نشکفته را
چون صدف کن پرده داری گوهر ناسفته را
۱سینه اهل تعلق شاهراه تفرقه است
میهمان باشد کثافت، خانه نارفته را
۲در دل تنگ است فتح الباب ها عشاق را
خنده ها در پرده باشد غنچه نشکفته را
۳دیده بیدار نگذارد اگر پایی به پیش
قطع کردن سخت دشوارست راه خفته را
۴خودسران سررشته پرواز را گم می کنند
سر مده در صید دل ها کاکل آشفته را
۵پاک چون گردند دل ها، فیض نازل می شود
می رسد از غیب مهمان، خانه های رفته را
۶با سیه بختی شود آسان ره دور عدم
می توان طی کرد در شب زود راه خفته را
۷خامشی را رتبه بالا(تر) بود صائب ز نطق
قدر و قیمت بیش باشد گوهر ناسفته را
۸