در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست
در پرده غیب است اگر دادرسی هست
۱بیرون چه کشی دلو تهی از چه کنعان؟
غافل مشو از یاد خدا تا نفسی هست
۲زخمی است که الماس در او ریشه دوانده است
تا در دل مجروح، هوا و هوسی هست
۳زنهار چو صید حرم از کوی خرابات
مگذار برون پای طلب تا عسسی هست
۴بر مرغ گرفتار، فضای قفس تنگ
گلزار بهشت است اگر هم قفسی هست
۵بر سیل سبکسیر شود خار پر و بال
سهل است اگر در ره ما خار و خسی هست
۶در ترک تمنا بود آسودگی دل
تلخ است شکر خواب به هر جا مگسی هست
۷بی جذبه محال است ز دل ناله برآید
فریاد، دلیل است که فریادرسی هست
۸چون مهلت اوراق خزان دیده دو روزی است
در قافله عمر اگر پیش و پسی هست
۹این است که گاهی به دعا یاد نمایند
از مستمعان صائب اگر ملتمسی هست
۱۰