غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۹۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از ناخن دخل آنچه به رخسار سخن رفت

از کاوش غم بر دل بی کینه من رفت

۱

زنهار خمش باش که چون خامه درین بزم

کم عمر شد آن کس که به دنبال سخن رفت

۲

فریاد که گلبانگ پریشان من آخر

چون بوی گل از کیسه گلهای چمن رفت

۳

با برگ خزان دیده چه سازد نفس سرد؟

ایمن شدم آن روز که رنگ از رخ من رفت

۴

ز اقبال شکوفه است که در گلشن ایجاد

تا کرد نظرباز، در آغوش کفن رفت

۵

بس خون که کند در جگر سوزن عیسی

خاری که ز راه تو به پای دل من رفت

۶

شد کاسه دریوزه همه ناف غزالان

تا نکهت آن زلف به صحرای ختن رفت

۷

از سنگ، نگین چهره خراشیده برآید

آوازه لعل لب او تا به یمن رفت

۸

از غیرت فکر چمن افروز تو صائب

گل، اشک جگرگون شد و از چشم چمن رفت

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رفتقافیه: ـن۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رفترفت
  2. بزمرفت
  3. آخررفت
  4. سردرفت
  5. ایجادرفت
  6. عیسیرفت
  7. غزالانرفت
  8. برآیدرفت
  9. صائبرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.