غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۳۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فلک نیلوفر دریای عشق است

زمین درد ته مینای عشق است

۱

اگر روح است، اگر عقل است، اگر دل

شرار آتش سودای عشق است

۲

اگر معموره کفرست، اگر دین

خراب سیل بی پروای عشق است

۳

گریبان سپهر و دامن خاک

شکار پنجه گیرای عشق است

۴

عنان سیر و دور آسمانها

به دست شوق آتش پای عشق است

۵

چراغ بی زوال آفرینش

فروغ گوهر یکتای عشق است

۶

فلک چون سایه با آن سربلندی

به خاک افتاده بالای عشق است

۷

خرد هر چند مغز کاینات است

کف بی مغزی از دریای عشق است

۸

دل رم کرده وحشی نژادان

غزال دامن صحرای عشق است

۹

اگر صبح امیدی در جهان هست

بیاض گردن مینای عشق است

۱۰

زر سرخ و سفید ماه و انجم

نثار فرق گردون سای عشق است

۱۱

چه پروا دارد از شور قیامت؟

سر هر کس که پر غوغای عشق است

۱۲

به خود کرده است روی هر دو عالم

چه در آیینه سیمای عشق است؟

۱۳

دو عالم نقد جان بیعانه دادند

چه سودست این که با سودای عشق است

۱۴

به خون هر دو عالم دست شستن

نه از ظلم است، از تقوای عشق است

۱۵

زبان کلک صائب چون نسوزد؟

که عمری رفت در انشای عشق است

۱۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: عشق استقافیه: ـای۱۶ از ۱۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«عشق است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. دلاست
  3. دیناست
  4. خاکاست
  5. آسمانهااست
  6. آفرینشاست
  7. سربلندیاست
  8. استاست
  9. نژاداناست
  10. هستاست
  11. انجماست
  12. قیامتاست
  13. عالماست
  14. دادنداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.