غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به چشم من فلک یک چشمخانه است

که انسان مردمک، نور آن یگانه است

۱

نباشد چون سبکرو توسن عمر؟

که هر موج نفس چون تازیانه است

۲

بود در زیر لب، جان عاشقان را

که جای رفتنی بر آستانه است

۳

گناهان را ز خردی سهل مشمار

که خرمنهای عالم دانه دانه است

۴

چنان غفلت ترا مدهوش کرده است

که خواب مرگ در گوشت فسانه است

۵

به غیر از آه، مکتوبی ندارم

چو آتش ترجمان من زبانه است

۶

مکن بر عشق، آه بوالهوس حمل

که چون تیر هوایی بی نشانه است

۷

ازان خورشید شد صائب جهانگیر

که از رخسار زرینش خزانه است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـانه۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. عمراست
  3. رااست
  4. مشماراست
  5. استاست
  6. ندارماست
  7. حملاست
  8. جهانگیراست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.