غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

لب پیاله گزیدی سر از خمار مپیچ

گلی ز شاخ شکستی قدم زخار مپیچ

۱

حریف خنده دریاکشان نخواهی شد

چو موجهای شلاین به هر کنار مپیچ

۲

چه گوهری ز کفش رفته است می داند

به چوب تاک مگویید همچو مار مپیچ

۳

مگوی راز نهان را به دل که رسوایی است

میانه گل کاغذ زر شرار مپیچ

۴

اگر جراحت خود مشکسود می خواهی

سر از اطاعت آن زلف مشکبار مپیچ

۵

سیاه کاسه چه داند که زرفشانی چیست

ز شوق داغ به دامان لاله زار مپیچ

۶

حدیث زلف به پایان نمی رسد صائب

سخن دراز مکن، بر حدیث مار مپیچ

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: مپیچقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. مپیچمپیچ
  2. شدمپیچ
  3. داندمپیچ
  4. استمپیچ
  5. خواهیمپیچ
  6. چیستمپیچ
  7. صائبمپیچ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.