دهد به روزن اگر نور، مهر تابان طرح
به عاشقان دهد آن ماه چشم حیران طرح
۱درین ریاض دل تنگ را غنیمت دان
مده چو غنچه به دست صبا گریبان طرح
۲دلش گشاده شود کی ز کوچه گردی شهر؟
سبکروی که به مجنون دهد بیابان طرح
۳مجو ز چرخ غلط بخش، التفات بجا
که می دهد به مه مصر چاه و زندان طرح
۴به دامنش نشیند غبار روز حساب
به دادخواه دهد خسروی که دامان طرح
۵کند دهان صدف را ز شکر گوهربار
به قطره ای که دهد ابر نوبهاران طرح
۶به نکهتی نکند یاد، عندلیبان را
به خار خشک دهد آن که گل به دامان طرح
۷ز کشت تشنه ما همچو برق می گذرد
به شوره زار دهد آن که گل به دامان طرح
۸ز کشت تشنه ما همچو برق می گذرد
به شوره زار دهد که ابر احسان طرح
۹چو نقطه کرد به من تنگ دستگاه سخن
به طوطی آن که ز آیینه داد میدان طرح
۱۰صد ز تشنه لبی سینه می نهد بر ریگ
به شوره زار دهد قطره ابر نیسان طرح
۱۱بلند قدری خردان نمی شود معلوم
به مور تا ندهد دست خود سلیمان طرح
۱۲چو بار طرح به میزان غیرت است گران
اگر دهند دو عالم به من کریمان طرح
۱۳چو گردباد شود عاقبت بیابان مرگ
دهد به توسن نفس آن کسی که میدان طرح
۱۴ز حرف شیرین، شکرستان شود گوشش
به طوطیان دهد آن کس که شکرستان طرح
۱۵به داغ عشق سزاوار نیست سینه غیر
به شوره زار کنی تا به کی گلستان طرح؟
۱۶برون مده غم دل را که عاملان بخیل
به خانه های رعیت دهند مهمان طرح
۱۷گرفت روی ترا خط سبز، اینش سزاست
دهد به طوطی از آیینه آن که میدان طرح
۱۸ز درد و داغ محبت مپیچ سر صائب
که رد نگردد جنسی که داد سلطان طرح
۱۹