غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به داغ عشق نباشد مرا جگر محتاج

به آفتاب ز خامی بود ثمر محتاج

۱

ببر به جای دگر روی گرم خود خورشید!

که نیست سوخته ما به این شرر محتاج

۲

بس است چهره زرین، خزانه عاشق

که آفتاب نباشد به سیم و زر محتاج

۳

هزار شکر که این غنچه خود به خود وا شد

نشد چو گل به هواداری سحر محتاج

۴

ازان زمان هک به دولتسرای فقر رسید

دگر نگشت دل ما به هیچ در محتاج

۵

مجوی بیش ز قسمت که تا قناعت کرد

برای آب به دریا نشد گهر محتاج

۶

شکسته می شود از احتیاج، شاخ غرور

ازان شدند خلایق به یکدگر محتاج

۷

بهشت را دل ما در نظر نمی آورد

نمود عشق تو ما را به یک نظر محتاج

۸

در آن مقام که ماییم، شوق تا حدی است

که هیچ نامه نگردد به نامه بر محتاج

۹

اگر میان دو دل هست دوستی به قرار

نمی شوند به آمد شد خبر محتاج

۱۰

کجا ز سوزش پروانه بو تواند برد؟

سمندری که نگردد به بال و پر محتاج

۱۱

کجا ز سوزش پروانه بود تواند برد؟

سمندری که نگردد به بال و پر محتاج

۱۲

همان به آبله خویشتن قناعت کرد

اگر به آب شد این آتشین جگر محتاج

۱۳

میان گشوده سرانجام خواب می گیری

در آن طریق که نی شد به صد کمر محتاج

۱۴

به راه کعبه مقصد، تپیدن دل ماست

سبکروی که نگردد به راهبر محتاج

۱۵

طمع دلیل فرومایگی است کاهل را

وگرنه نیست به تحسین کس هنر محتاج

۱۶

دل شکسته ما تا چه کفر نعمت کرد؟

که شد به مرهم این ناکسان دگر محتاج

۱۷

ازان همیشه در فیض باز می باشد

که روی خویش نیارد به هیچ در محتاج

۱۸

خوشیم با سفر دور بیخودی صائب

که نیستیم به همراه و همسفر محتاج

۱۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: محتاجقافیه: ـر۱۹ از ۱۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. محتاجمحتاج
  2. خورشیدمحتاج
  3. عاشقمحتاج
  4. شدمحتاج
  5. رسیدمحتاج
  6. کردمحتاج
  7. غرورمحتاج
  8. آوردمحتاج
  9. استمحتاج
  10. قرارمحتاج
  11. بردمحتاج
  12. بردمحتاج
  13. کردمحتاج
  14. گیریمحتاج

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.