تا چند آه سرد کشی ز آرزوی گنج؟
تا کی به گرد مار بگردی به بوی گنج؟
۱صد بار تا ز پوست نیای برون چو مار
چشم تو بی حجاب نیفتد به روی گنج
۲هر کس که راه رفت به منزل نمی رسد
بس راهرو که خاک شد از آرزوی گنج
۳نتوان به قیل و قال ز ارباب حال شد
منعم نمی شود کسی از گفتگوی گنج
۴لوح طلسم گنج خدایند انبیا
بی لوح زینهار مکن جستجوی گنج
۵قالب تهی زدیدن ویرانه کرده ای
ای وای اگر نگاه تو افتد به روی گنج
۶هر چند وصل گنج به کوشش نبسته است
تا ممکن است پا مکش از جستجوی گنج
۷در کام اژدها نروی تا هزار بار
صائب گل مراد نچینی ز روی گنج
۸