غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرگز از شاخ گلی آغوش من رنگین نشد

از لب یاقوتیی دندان من خونین نشد

۱

چشم مخموری به خون تلخ من رغبت نکرد

زین شراب لعل هرگز ساغری رنگین نشد

۲

چون نپیچد بستر گل را بهم باد خزان؟

بلبلی را غنچه این بوستان بالین نشد

۳

از پشیمانی به تیغ کوه خود را می زند

سینه کبکی که رزق چنگل شاهین نشد

۴

نقش در سیماب نتواند گرفتن خویش را

هرگز از آیینه دل هیچ کس خودبین نشد

۵

سبزه امید ما چون نوبر شبنم کند؟

نشتر خاری زپای خشک ما رنگین نشد

۶

غیرت فرهاد برد از بس که تردستی به کار

تیشه را از صورت شیرین دهن شیرین نشد

۷

اختر اقبال عاشق را عروج دیگرست

ورنه دندان سهیل از سیب او خونین نشد

۸

غوطه در سرچشمه خورشید عالمتاب زد

شبنم ما خرج دامان گل و نسرین نشد

۹

دل زدیدن منع نتوانست کردن دیده را

غیرت بلبل حریف شوخی گلچین نشد

۱۰

کرد صائب بس که سنگ کم به کارم روزگار

هرگز از صبح بهاران خواب من سنگین نشد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نشدقافیه: ـین۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نشد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نشدنشد
  2. نکردنشد
  3. خزاننشد
  4. زندنشد
  5. رانشد
  6. کندنشد
  7. کارنشد
  8. دیگرستنشد
  9. زدنشد
  10. رانشد
  11. روزگارنشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.