نقطه خال لبت خط بر سویدا میکشد
در گوشت حلقه در گوش ثریا میکشد
۱حسن را در عشق میجوید دل بینای ما
بوی یوسف از گریبان زلیخا میکشد
۲داغ سودا میزند چشمک به برگ لالهام
ناله زنجیر، شوقم را به صحرا میکشد
۳چون حبابم چشم بر سر جوش صاف باده نیست
قسمت من انتظار درد مینا میکشد
۴تا به فردای جزا زهر ندامت میخورد
هرکه امروز انتظار عیش فردا میکشد
۵ابر چشمم چون به میدان جگرداری رود
قطره اشک مرا بر روی دریا میکشد
۶صائب از افسانه زلف دراز او مگو
آخر این سر رشته افسون به سودا میکشد
۷