غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حیف کز آیینه رویان پاکدامانی نماند

چشم شرم آلود و روی گوهرافشانی نماند

۱

سوخت چشم خیره خورشید هر شبنم که بود

حسن را در پرده عصمت نگهبانی نماند

۲

تازه رویان گلستان غنچه پیشانی نشدند

در بساط لاله و گل روی خندانی نماند

۳

سینه روشندلان در گرد کلفت شد نهان

طوطی ما را برای حرف میدانی نماند

۴

کرد ازبس سرمه سایی نغمه زاغ و زغن

عندلیب خوش نوایی در گلستانی نماند

۵

پاک شد از آه خون آلود لوح سینه ها

در سفال خشک مغز خاک، ریحانی نماند

۶

کوه درد ما بساط آفرینش را گرفت

از برای دل تهی کردن بیابانی نماند

۷

صبح دارد فیض خود را از سحر خیزان دریغ

قطره ای شیر کرم در هیچ پستانی نماند

۸

در بساط آسمان از چشم شور روزگار

از رگ ابر بهاران مد احسانی نماند

۹

سینه مجنون ما شد خارزار آرزو

در میان نی سواران برق جولانی نماند

۱۰

دست ما و دامن شبها، که در روی زمین

از برای دادخواهی طرف دامانی نماند

۱۱

مژده باد سحر با گل نمی دانم چه بود

اینقدر دانم درستی در گریبانی نماند

۱۲

جز حواس ما که هر ساعت به جایی می رود

چهره آفاق را زلف پریشانی نماند

۱۳

بس که خشکی دیدم از بخت سیاه خویشتن

صائب از ابر سیه امید بارانی نماند

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نماندقافیه: ـانی۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نماندنماند
  2. بودنماند
  3. نشدندنماند
  4. نهاننماند
  5. زغننماند
  6. هانماند
  7. گرفتنماند
  8. دریغنماند
  9. روزگارنماند
  10. آرزونماند
  11. زمیننماند
  12. بودنماند
  13. رودنماند
  14. خویشتننماند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.