ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند
چون شود لبریز جام، از وی صدا چون سرزند
۱از مزار ما حجاب آلودگان معصیت
سرو موزون در لباس بید مجنون سرزند
۲صلح می باید به روی تازه از حاصل کند
مصرعی چون سرو از هر کس که موزون سرزند
۳می توان تا در ته یک پیرهن با گنج بود
از ضمیر خاک هیهات است قارون سرزند
۴سبزه می آید به دشواری برون از زیر سنگ
از لب لعل تو حیرانم که خط چون سرزند
۵چون شراب پشت دار افزون شود کیفیتش
خط مشکین چون از آن لبهای میگون سرزند
۶بر کبودی می زند چون رنگ آتش صاف شد
ورنه خط زودست ازان رخسار گلگون سرزند
۷حسن خواهد مهربان شد بر سیه روزان خویش
چون ازان رخسار صائب خط شبگون سرزند
۸