هرکجا خوبان چراغ دلبری بر میکنند
شمع را پروانه، آتش را سمندر میکنند
۱عشق را با ناتوانان التفات دیگرست
فربهانصافان شکار صید لاغر میکنند
۲آه ازین خورشیدرخساران که از تردامنی
از گریبان دگر هر صبح سر برمیکنند
۳غافلان را عمر در امروز و فردا میرود
عارفان امروز را فردای محشر میکنند
۴نامهپردازان در ایام فراق دوستان
با کدامین دست و دل یارب قلم سر میکنند
۵در زمین پاک خرسندی قناعتپیشگان
خاک میلیسند و استغنا به شکر میکنند
۶هوشیاران را غم ایام میسازد زبون
دردنوشان زود غم را خاک بر سر میکنند
۷پخته شو تا روز محشر ایمن از دوزخ شوی
ورنه عود خام را در کار مجمر میکنند
۸صحبت دریادلان صائب بهار رحمت است
موم را در یک نفس این قوم عنبر میکنند
۹