ذوق حیرانی به داد چشم خونپالا رسید
سینه خم امن شد از جوش، تا صهبا رسید
۱رفته بود از رفتن گل شورش ما کم شود
نوبهار خط به فریاد جنون ما رسید
۲از ملامت شد جنون نارسای ما تمام
شد می پرزور هر سنگی به این مینا رسید
۳صحبت ما دردمندان کیمیای صحت است
مایه درمان شود هرکس به درد ما رسید
۴گوی شهرت می توان بردن ز میدان بی طرف
مفت زد مجنون که پیش از ما به این صحرا رسید
۵گرچه شبنم بود از افتادگان این چمن
از سحرخیزی به خورشید جهان پیما رسید
۶بیکسان صائب نمی باشند بی فریادرس
کوه قاف آخر به داد وحشت عنقا رسید
۷