غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۴۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به اندک فرصتی روشندل از جان سیر می گردد

نفس تا راست سازد صبح صادق پیر می گردد

۱

ندارد کیمیایی چون محبت عالم امکان

که خون از مهر در پستان مادر شیر می گردد

۲

چه باشد جان که نتوان بی دریغ افشاند بر جانان؟

کم از خاک است هر خونی که دامنگیر می گردد

۳

چرا از خاکمال چرخ اندیشم، که چون گوهر

مرا گرد یتیمی باعث تعمیر می گردد

۴

زمن هر پاره دل در بیابانی کند جولان

کجا شیرازه این اوراق را زنجیر می گردد؟

۵

چه خواهد کرد با چشم تر من آتشین رویی

که آب از دیدنش دردیده تصویر می گردد

۶

از ان پیوسته باشد نعمت حسن تو روزافزون

که آنجا میهمان از خورد دل سیر می گردد

۷

سبکسیری که وحشت را شکار خویش می داند

زنقش پای آهو در دهان شیر می گردد

۸

کمان کن قامت چون تیر را در قبضه طاعت

که در قطع تعلق عاقبت شمشیر می گردد

۹

نسازد مرگ کوتاه از تعدی دست ظالم را

پر و بال عقاب آخر نصیب تیر می گردد

۱۰

زباران مکرر مزرع امید می سوزد

زبسیاری سرشک شمع بی تأثیری می گردد

۱۱

تنزل قطره را صائب کند در یتیم آخر

غبار خاکساری عاقبت اکسیر می گردد

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می گرددقافیه: ـیر۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. گرددگردد
  2. امکانگردد
  3. جانانگردد
  4. گوهرگردد
  5. جولانگردد
  6. روییگردد
  7. روزافزونگردد
  8. داندگردد
  9. طاعتگردد
  10. راگردد
  11. سوزدگردد
  12. آخرگردد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.