دل من بیقرار از شعله آواز میگردد
سپند من ازین آتش سبک پرواز میگردد
۱ز دست رد نتابد رو طلبکار قبول حق
که موج از سیلی ساحل به دریا باز میگردد
۲دل ما را نوای مطربان در وجد میآرد
کباب ما به بال شعله آواز میگردد
۳ورقگردانی عمر زلیخا نامهای دارد
که انجام محبت خوشتر از آغاز میگردد
۴به دست آرزو هرکس دهد مجموعه دل را
چو اوراق خزان بازیچه پرواز میگردد
۵غبار تن نگیرد دامن دلهای قدسی را
قفس بر مرغ وحشی شهپر پرواز میگردد
۶صفای باطن از دل میزداید علم ظاهر را
که پنهان جوهر آیینه از پرداز میگردد
۷حذر میکردم از خال و خط خوبان، ندانستم
که مرغ زیرک آخر قسمت شهباز میگردد
۸در افشای محبت نیست جرمی عشقبازان را
صدف آب از فروغ گوهر این راز میگردد
۹زباغ افزون گل از منع تماشا میتوان چیدن
تماشایی عبث محروم ازین در باز میگردد
۱۰به اندک روزگاری میگشاید شهپر شهرت
به صائب هر نواسنجی که هم پرواز میگردد
۱۱