غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای ز مژگان تو در چشم گلستان خارها

گل ز سودای رخت افتاده در بازارها

۱

هر سحرگه کیمیای سرخ رویی می زند

آفتاب رحمت عام تو بر دیوارها

۲

اهل تقوی هر سحر در قلزم خون می کشند

همچو صبح از دستبرد غمزه ات دستارها

۳

کمترین بازی درین میدان بود سر باختن

در کف طفلان چو چوگان است اینجا دارها

۴

چشم پر کار تو از اهل سلامت می کشد

نغمه اقرارها از پرده انکارها

۵

تا نیارد بخیه راز ترا بر روی کار

چرخ دارد از کواکب بر دهن مسمارها

۶

چار بازار عناصر پر مکرر گشته است

وقت آن آمد که برچینند این بازارها

۷

خاکساران غافل از احوال عالم نیستند

در بغل آیینه ها دارند این دیوارها

۸

ما نه مرد گفتگوی عشق بودیم از ازل

جست برقی، آب شد مهر لب گفتارها

۹

گر چنین عشق حقیقی بر تو پرتو افکند

خط کشد فکر تو صائب بر سر گفتارها

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـارها۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خارهابازارها
  2. زنددیوارها
  3. کشنددستارها
  4. باختندارها
  5. کشدانکارها
  6. کارمسمارها
  7. استبازارها
  8. نیستنددیوارها
  9. ازلگفتارها
  10. افکندگفتارها

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.