هر که ایام خط از سیمبران غافل شد
از شب قدر به ماه رمضان غافل شد
۱بیخودی می کند اوضاع جهان را هموار
وای بر آن که ازین خواب گران غافل شد
۲روزی بسته دهانان رسد از غیب، چرا
از دل تنگ من آن غنچه دهان غافل شد؟
۳با قدم خم شده خوش نیست پریشان نظری
در کمانخانه نباید ز نشان غافل شد
۴به فلک می رسد این دود کبابی که مراست
از دل سوخته من نتوان غافل شد
۵هر که از پشت ورق روی ورق را خوانده است
در بهاران نتواند ز خزان غافل شد
۶رتبه جاذبه عشق بلند افتاده است
بر فلک مه نتواند ز کتان غافل شد
۷یوسف از سیلی اخوان به غریبی افتاد
چون تواند کس از ابنای زمان غافل شد؟
۸یاد آن جان جهان است حیاتی گر هست
مرده دل آن که ازان جان جهان غافل شد
۹دامن بخت جوان رفت ز دستش بیرون
صائب آن روز که از پیر مغان غافل شد
۱۰