غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر بهانه طفلان تمام می گردد

به بوسه هم لب لعل تو رام می گردد

۱

امیدها به لبش داشتم، ندانستم

که این قدح به چشیدن تمام می گردد

۲

به عاشقان سیه روز خنده بیدردی است

ترا که صبح بناگوش شام می گردد

۳

شوند آدمیان طفل مشرب از پیری

درین چمن ثمر پخته خام می گردد

۴

تو چون به جلوه زمین را ز باده آب دهی

افق به دور زمین خط جام می گردد

۵

اگرچه لاغری، از فربهی امید مبر

که در دو هفته مه نو تمام می گردد

۶

چنین که می پرد از بهر صید چشم ترا

ز خاک حرص تو افزون چو دام می گردد

۷

کمال نشأه اسنان به مهر خاموشی است

خم شراب به خشتی تمام می گردد

۸

شود ز تنگ شکر صائب آنقدر گویا

که رزق طوطی شیرین کلام می گردد

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می گرددقافیه: ـام۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گرددگردد
  2. ندانستمگردد
  3. استگردد
  4. پیریگردد
  5. دهیگردد
  6. مبرگردد
  7. تراگردد
  8. استگردد
  9. گویاگردد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.