ز باده چشم تو ظالم رحیم می گردد
اگر بخیل به مستی کریم می گردد
۱به جد و جهد اگر گرگ گوسفند شود
شریر هم به ریاضت سلیم می گردد
۲ز بیکسی به دل صاف من غباری نیست
گهر عزیز شود چون یتیم می گردد
۳سپند ریشه دوانید در دل آتش
چه وقت اختر ما مستقیم می گردد؟
۴در آن ریاض غمینم که غنچه پیکان
شکفته از دم سرد نسیم می گردد
۵دل از گشودن لب می شود تهی از درد
ز رخنه ملک اگر مستقیم می گردد
۶به چشم کم منگر در گناه اندک خویش
که هرچه خرد شماری عظیم می گردد
۷مده به خلوت دل راه خنده را صائب
که پسته را دل ازین ره دونیم می گردد
۸