غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نمرده، عمر کسی جاودان نمی‌گردد

خراب تا نشود این دکان نمی‌گردد

۱

چنان ز قید تعلق سبک برآمده‌ام

که از خمار سر من گران نمی‌گردد

۲

مرا بس است همین آبرو که سجده من

غبار خاطر آن آستان نمی‌گردد

۳

ز بس که شکوه خونین به روی هم فرش است

چو غنچه در دهن من زبان نمی‌گردد

۴

تو از گداز سخن چون هلال تا نشوی

زبان خامه ثریافشان نمی‌گردد

۵

گرانی و سبکی گرچه ضد یکدگرند

کسی سبک نشود تا گران نمی‌گردد

۶

هزار سبحه تزویر هست در گردش

در آن حریم که رطل گران نمی‌گردد

۷

فلک نمی‌کشدت چون کمان به جانب خود

ز بار درد قدت تا کمان نمی‌گردد

۸

کدام قافله پا می‌نهد به وادی عشق

که ذره‌ذره چو ریگ روان نمی‌گردد

۹

اگرچه بلبل این باغ نغمه‌پرداز است

حریف صائب آتش‌زبان نمی‌گردد

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نمی‌گرددقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نمی‌گردد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌گرددنمی‌گردد
  2. برآمده‌امنمی‌گردد
  3. مننمی‌گردد
  4. استنمی‌گردد
  5. نشوینمی‌گردد
  6. یکدگرندنمی‌گردد
  7. گردشنمی‌گردد
  8. خودنمی‌گردد
  9. عشقنمی‌گردد
  10. استنمی‌گردد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.