خوش آن کسان که به منت نظر جلا ندهند
غبار دیده خودرا به توتیا ندهند
۱عطا ومنع جهان را ز هم جدایی نیست
به هر که نعمت دادند اشتها ندهند
۲ز چشم شورشداز چشم خلق خضر نهان
به هیچ کس دم آبی به مدعا ندهند
۳زمین پاک طلب کن برای دانه خویش
که بخل به ز عطایی است کان بجا ندهند
۴چه فارغند ز دل واپسی عزیزانی
که دل به عشوه دنیای بیوفا ندهند
۵فغان که در طلب رزق این گرانجانان
ز حرص فرصت گشتن به آسیا ندهند
۶شوند عاقبت از خودسری بیابان مرگ
کسان که دست ارادت به رهنما ندهند
۷کناره گیر ز مردم که تا نگردد فرد
به خضر آب ز سرچشمه بقا ندهند
۸زمین به گاو جل خویش بسته تا مردم
به خودقرار اقامت درین سرا ندهند
۹مساز چهره خود زرد از طمع صائب
که برگ کاه خسیسان به کهربا ندهند
۱۰